کتاب «شدن» اثر میشل اوباما را بخوانیم یا نه؟

“برای من، شدن، به‌جایی رسیدن یا به هدفی دست یافتن نیست. در عوض آن را حرکتی روبه‌جلو می‌بینم، وسیله‌ای برای تکامل، راهی برای رسیدن به خوش‌بینی بهتر. این سفر به پایان نمی‌رسد. من مادر شدم اما هنوز چیزهای زیادی باید بیاموزم من همسر شدم اما باید خود را بیشتر سازگار کنم. معنی عشق راستین مرا به تواضع وامی‌دارد و اینکه نوعی زندگی را با شخصی دیگر بسازم. من تااندازه‌ای شخصی قدرتمند شده‌ام اما هنوز لحظاتی وجود دارد که احساس ناامنی می‌کنم و اینکه احساس می‌کنم صدایم را کسی نمی‌شوند. همۀ این‌ها یک فرآیند است. گام‌هایی در امتداد یک جاده.”

تکه ای از کتاب شدن نوشته میشل اوباما

شدن“، نیازمند صبوری و قدرتِ برابر است. شدن، یعنی همیشه فکر کنی که باید به “رشد و بالندگی” بیشتر برسی.

کتاب “شدن” میشل اوباما در ۱۳ نوامبر سال ۲۰۱۸ میلادی  در 448 صفحه ، 24 فصل و 3 بخش “من شدن”، ” ما شدن”، “بیشتر شدن” و  در شکل‌های مختلف کاغذی، صوتی (با صدای میشل اوباما) و الکترونیکی همزمان در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، کانادا، آفریقای جنوبی، هند و استرالیا توزیع‌شده است. همزمان با انتشار نسخه اصل این کتاب به زبان انکلیسی، ترجمه‌های این اثر به  زبان ‌های مختلفی از جمله آلمانی، ایتالیایی، کره‌ای، چینی، اسپانیایی، دانمارکی و …. ارائه شد.

از حیث محتوایی، کتاب شدن به دو دلیل کتاب مهمی است. نخست آنکه همانطور که میشل اوباما در بخشی از متن کتاب اشاره می‌کند، کتابی درباره همسران روسای جمهور امریکا وجود ندارد و این کتاب، شاید بهترین تلاشی باشد که تاکنون برای نگاه به نقش همسر رئیس‌جمهور امریکا به عنوان یکی از قدرتمندترین زنان دنیا صورت پذیرفته است. با این‌حال، این تلاش چندان به ثمر ننشسته است و علیرغم فصول ابتدایی کتاب که توصیف‌های نسبتاً مفصلی از زندگی شخصی میشل اوباما و دوران تحصیلات عالیه او را در بردارد، کمتر به زندگی میشل اوباما به عنوان همسر رئیس‌جمهور ایالات‌متحده پرداخته شده است. این ضعف بزرگ به ویژه هنگامی نمایان‌تر می‌شود که بدانیم او اساساً اشاره‌ای به تنش‌های اوباما در اثر پرداختن به مسائل حساسی از قبیل ایران و کوبا یا اجرای طرح‌های مهمی نظیر طرح نظام سلامت امریکا و به تبع آن نقش میشل اوباما در همراهی و مدیریت این تنش‌ها نکرده است. دلیل دیگری که این کتاب را مهم می‌کند، نگاه این کتاب به امریکا از دید جامعه سیاه‌پوستان است. بر خلاف دلیل نخست، این مورد را می‌توان از نقاط قوت کتاب شدن برشمرد و تصویری نسبتاً جذاب از تلاش جامعه سیاه‌پوستان امریکا برای به دست آوردن سهم خود در ایالات‌متحده به دست آورد. کنار هم گذاشتن این تصویر با توصیف‌های نویسندگان دیگر و داده‌هایی که درباره جامعه سیاه‌پوستان در دهه‌های ۴۰ تا ۷۰ میلادی وجود دارد، می‌تواند نمایانگر روند تغییرات اجتماعی و رویکرد جوامع (به خصوص ایالات‌متحده امریکا) نسبت به خرده‌فرهنگ‌ها و خرده‌نژادها باشد و از این جنبه، این کتاب یکی از منابع قابل‌توجه برای محققانی است که به مطالعه تغییر و تحولات اجتماعی علاقه‌مندند.

با این‌حال، در جمع‌بندی این دو نکته کفه ترازو را نسبت به نقطه ضعف کتاب در پرداختن به تاثیرگذاری میشل اوباما در دوران ریاست‌جمهوری اوباما و تاثیرپذیری زندگی شخصی او از رئیس‌جمهوریِ همسرش سنگین‌تر از نقطه قوت کتاب می‌بینم. نویسنده خواسته یا ناخواسته، این دوران را به طور خلاصه و با گام‌هایی پرسرعت به تصویر کشیده است و از باز کردن پیامدهای این دوره بر “من شدن” اجتناب کرده است. طبعاً همه رخدادها و اتفاقات زندگی در روند رشد و تکوین منِ وجودی هریک از ما تاثیرگذار است و نمی‌توان در این میان برخی را استثنا نمود و بدیهی است که اتفاق بزرگی همچون بر عهده گرفتن نقش رئیس‌جمهوری ایالات‌متحده، نه تنها من‌شدنِ شخص متصدی این نقش، بلکه من‌شدنِ تمام اعضای خانواده او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این منظر، نمی‌توان کتاب میشل اوباما را کتابی دانست که مطالعه آن رهاورد قابل‌ملاحظه‌ای به همراه داشته باشد، اگرچه مطالعه این کتاب نظیر همه کتاب‌ها رهاوردهای دیگری هم به همراه دارد که ممکن است هر خواننده‌ای بنابر قصد و انتظار خود به آنها دست یابد. نسخه فارسی کتاب شدن که توسط دکتر علی سلامی ترجمه شده و انتشارات مهراندیش به چاپ رسانده است، علیرغم چند اشتباه محسوس در برگردان مفاهیم، ترجمه روان و خوبی از کار درآمده است. هرچند عدم استفاده از ویرگول و به‌کارگیری نشانه درنگ به جای آن که از ابداعات سلیقه‌ای و عجیب و غریب این کتاب و ناشر آن است، به شدت به خوانایی متن کتاب صدمه زده است.

در ادامه این مطلب برخی از بررسی و نقد کاربران در سایت‌های دیگر را آورده‌ایم:

اعظم حیدری کتاب شدن میشل اوباما را به سه بخش تقسیم کرده و می‌گوید: من شدن، ما شدن و بیشتر شدن. قسمت اول دوران کودکی میشل در شیکاگوست تا پرینستون، قسمت دوم دوران کار وکالتش در شیکاگو و آشنایی با باراک تا رئیس‌جمهور شدن باراک، قسمت سوم دوران ریاست‌جمهوری.
بهترین قسمت کتاب برای من قسمت اول است. توصیفات میشل از زندگی خودش و خانواده پرجمعیت پدربزرگ و مادربزرگ‌هاش من را با دنیای جدیدی آشنا کرد. دنیای کسانی که اجداد نه خیلی دورشان برده بودند مثل جد پدربزرگ میشل، خودشان برای پیدا کردن کار یا درس خواندن با تبعیض واضح سیستماتیک روبرو بودند مثل پدربزرگ میشل، و آن‌ها که با سیستم راه آمده‌اند و سعی می‌کنند نسل بعدی را آماده ورود به این سیستم کنند مثل پدر و مادر میشل و در نهایت نسل میشل که همه آرزوهای نسل قبلی را بردوش دارند و در عین حال با همین تبعیض که حالا شاید کمی مخفی‌تر شده روبرو هستند. تبعیضی که باعث می‌شود هم‌اتاقی سفیدپوست میشل در پرینستون در همان چند هفته اول شروع سال اتاقش را عوض کند، چون مادرش از هم‌اتاقی بودن دخترش با یک سیاه‌پوست وحشت داشته. البته میشل در آن زمان نمی‌دونسته دلیل عوض شدن هم‌اتاقی را و سال‌ها بعد وقتی آن هم‌اتاقی با روزنامه‌ها مصاحبه می‌کند می‌فهمد.
قسمت دوم کتاب در مورد کار و رابطه میشل بعد از پرینستونه. آشنایی با باراک در دفتر وکالتی وقتی که باراک برای کارآموزی میاد، و بعد رابطه از راه دورشان وقتی باراک در هاروارد درس می‌خوانده. رابطه با باراک باعث می شود میشل بیشتر به خودش و هدفش در زندگی فکر کنه و از کار وکالت به یک کار دولتی برود و بعد یک پروژه غیرانتفاعی. درنهایت بعد از ازدواجش با باراک و وقتی برای بچه‌دار شدن مشکل داشتند یک کار دانشگاهی قبول می‌کند تا بتواند با استفاده از بیمه دانشگاه آی وی اف کند. این قسمت کتاب که در مورد مشکلات بارداری و از دست دادن جنین صحبت می‌کند یکی از بهترین قسمت‌های ‌کتاب است، موضوعاتی را که خیلی رایجه ولی خیلی کم بهش پرداخته می‌شود را مطرح می‌کند. در نهایت هر دو کودکشان با آی‌وی‌اف به دنیا می‌آیند. آمدن بچه‌ها مثل خیلی رابطه‌های دیگر باعث می‌شه رابطه‌شون دچار مشکل شود و در‌ نهایت به مشاوره زوج روی می‌آورند. این یکی دیگر از قسمت های جالب کتاب است، میزان باری که میشل در زندگی برعهده می‌گیرد تا باراک بتواند در کارش به عنوان سناتور جلو بره و بعدها به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری و نقش تعریف‌نشده همسر کاندیدا در تمام این‌ها.
قسمت سوم کتاب کمتر از قسمت‌های اول برای من گیرایی داشت. یک قسمت زیادی از این بخش توضیح بحران‌های مختلفی که گریبان میشل را گرفته در طول این دوران از نگاه میشل: بغل کردن ملکه انگلیس، بیرون رفتن با باراک در نیویورک یا جریان شناسنامه که ترامپ راه انداخت. این قسمت کتاب برای من عمق قسمت‌های قبلی را نداشت شاید چون با وجود همه تلاش میشل هنوز نقش میشل به همسر کسی بودن تقلیل پیدا می‌کنه در مقابل تلاشش برای بهتر شدن در قسمت اول و یا رشد و بلوغ فکری در قسمت دوم. یک قسمت جالب توجهی که بهش اشاره می‌کنه این که از زمان ورود به کاخ سفید سه نفر مسول آراسته‌کردنش می‌شوند: یکی برای لباس، یکی مو، و یکی آرایش. این که در مراسم مشترک باید زودتر از باراک بیدار شه تا به این کارها برسه درحالی که باراک مهم‌ترین سوالش اینه که با کت یا بدون کت؟ با کراوات یا بدون کراوات. و از آن مهم‌تر این که تقریبا تمام زنانی که در معرض عموم ظاهر می‌شوند به نوعی این سه نفر را برای آماده شدن دارند. انتظاری که جامعه در آراسته بودن از زنان داره در مقابل انتظارش از مردان. یکی از قسمت‌های آخری که بهش اشاره می‌کند موضوع خشونت با سلاح گرم در آمریکاست و خیلی تاثیر‌گذاره. نمی‌دونم چرا به نظرم آمد خیلی روی این قسمت وقت گذاشته شده و حدس خیلی بدون دلیل من این که اگر روزی بخواهد کاندید ریاست‌جمهوری شود، که خودش تا به حال به شدت نفی کرده، احتمالن این‌موضوع یکی از موضوعات کمپینش خواهد بود.
من خواندن کتاب را توصیه می‌کنم، نثر خوبی دارد، با بخشی از تاریخچه زندگی روزمره سیاهان آمریکا آشنا می‌شوید، و از همه مهم‌تر برای من آن بیان چالش‌های زندگی یک زن است برای برابری حتی در رابطه‌ای که هر دو طرف عمیقا به این موضوع باور دارند.

مریم کتاب را در دو نیمه توضیح میدهد: نیمه‌ی اول کتاب که مربوط به ماجراهای قبل ریاست جمهوری باراک اوباما است به مراتب جذاب‌تر از نیمه‌ی دوم است. نیمه‌ی اول داستان زندگی زنی از طبقه متوسط که جز گروه‌های اقلیت است را می‌خوانیم که دغدغه‌ها و تلاش‌هایش برای من مخاطب معنی دارد؛ زنی که تنها با تلاش شخصیش زندگی را جلو می‌برد و پیشرفت می ‌کند. نیمه‌ی دوم که مرتبط به دوره کاخ سفید است جزییات خسته‌کننده و بی‌اهمیت زیادی دارد که خواندن قسمت دوم رو کمی سخت‌تر کرد. از طرفی مدل زندگی کاخ‌سفید به نوعی مدل زندگی میشل اوباما را تغییر داد و دیگر با زندگی پرکشش زنی که با پشتکار هم‌رده همسرش بود خبری نیست و‌کمی در سایه قرار گرفت. دستاوردهایی که در دوره قبل ورود به کاخ سفید دارد به مراتب چشم گیرتر و جذاب‌تر از دوران بعد کاخ سفید به نظر می‌رسد. در کل اطلاعات تاریخی خاصی ارایه نشده و بیشتر متمرکز به زندگی شخصی و روند رشد نویسنده است.

این کتاب رشد یک بانوی سیاه پوست را نشان می دهد که به رشد و بالندگی رسید و زندگی و تجربیات خود را به اشتراک گذاشت . خلج