چطور نویسنده خوبی باشیم؟

ابتدا به قول بعضی از نویسندگان معروف نوشتن درمان درد بیهودگی است وباید تصمیم بگیریم که قلم نوشتن را روی کاغذ بیاریم وهیچ هراسی نداشنه باشیم وهرچه درتوانمون هست بنویسیم وچندین بار بد بنویسیم تا بتونیم بعدا بهتر بنویسم مثل خیاط ابتدا که خیاط نبوده ولی چندین بار پارچه خراب کرده تا خیاط ماهر شده .

 روش های مناسب نوشتن

تمرین‌های ساده و کاربردی تا حدی رمز و رازهای نویسندگی را برای شما آشکار می‌کنند و باعث می‌شوند بعد از دو ماه و ده روز برخی افسانه‌هایی را که دربارۀ استعداد نویسندگی وجود دارد فراموش کنید. اگر خوب و منظم تمرین کنید، می توانید اولین کتاب کوچک خودتان را بنویسید 

روش اول

 مثل هر کار دیگری ابتداباید بفهمیم که اصلاً نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ مراحل نویسنده شدن سخت است یا آسان؟ برای نویسنده شدن چقدر باید تلاش وتمرین کرد.

نویسنده کیست؟
«نویسنده کسی است که نوشتن برای او آسان است؛ اگر چه محصول کارش متوسط باشد.» پس نویسنده، کسی است که از نوشتن نمی‌هراسد؛ بلکه آن را دوست دارد و از آن لذت می‌برد. کسی که نوشتن برای او، به آسانی و شیرینی گشت‌وگذار در طبیعت باشد، نویسنده است؛ حتی اگر آنچه می‌نویسد، چشم‌ها را خیره نکند. این گمان که نویسنده، باید با هر نوشتۀ خود، خواننده‌اش را شگفت‌زده کند و به تحسین و اعجاب وا دارد، دور از آبادی است. اگر کسی، به همان راحتی که می‌گوید، بنویسد، نویسنده است؛ اگر چه دیگران، به سختی و با رنج فراوان، بهتر از او بنویسند. (نقل از کتاب خارج از نوبت)

نویسندۀ حرفه‌ای کسی است که شغل او نویسندگی است و از راه دیگری امرار معاش نمی‌کند. نویسندۀ حرفه‌ای کسی است که هر روز می‌نویسد. این تعریف به ما کمک می‌کند که در ابتدای کار بهتر و منظم‌تر بنویسیم؛ و در این راه  عضلات نویسندگی خودمان را تقویت کنیم.


نوشتن و نویسندگی، یعنی رابطه

ما می‌نویسیم تا ارتباط برقرار کنیم. پس اگر به دنبال رشد و توسعۀ فردی هستیم چاره‌ای نداریم جز اینکه روابط خودمان را گسترش بدهیم و شبکۀ وسیعی از دوستان مؤثر ایجاد کنیم. نوشتن و تولید محتوا این فرصت را به ما می‌دهد تا با خلق ارزش و انجام کارهای مفید در ذهن و قلب دیگران نفوذ کنیم و روابط بلندمدتی بسازیم..

شاید بگویید درست، ولی آیا نویسندگی در فضای ایران هم بازار پر رونقی دارد؟

دربارۀ تأثیر شگفت‌انگیز نوشتن روی برند شخصی و کسب‌وکارها که هیچ شکی نیست، فقط کافی است نگاهی به زندگی حرفه‌ای استارت‌آپ‌ها و اینفلوئنسرهای موفق بیندازید. اما حتی اگر بخواهید کارمند جایی شوید وقتی‌ نویسنده و تولیدکنندۀ محتوا باشید در کمتر از یک روز می‌توانید در یک شرکت مشغول به کار شوید یا به عنوان فریلنسر کلی سفارش آزاد بگیرید.

پیشنهاد ما این است که برای برندسازی به عنوان یک نویسنده راه‌اندازی وب‌سایت شخصی خودتان را جدی بگیرید.

 تمرین اول:

ابزار اصلی کار نویسنده «کلمه» است.

کلمۀ مورد علاقۀ شما چیست؟ محبوب‌ترین واژه‌ای را که دوست دارید قاب کنید و بزنید روی دیوار اتاقتان.

گزارش‌نویسی را تمرین کنید. گزارش‌نویسی یکی از مهم‎ترین شاخه‌های نویسندگی است.

روش دوم 

هر داستانی صدای خودش را دارد، درست همان‌طور که هر شخصی صدای خودش را دارد. داستان‌نویس برای یافتن موضوع، از خودش تغذیه می‌کند.

 نوشتن برای نویسنده این امکان را به وجود می‌آورد تا در بیداری، رویا یا کابوس ببیند و بنویسد، بی‌آن‌که اغلب تعبیر نوشته‌هایش را بداند.

نویسندگی داستانی یا غیر داستانی؟

 پس آماده باشید که یک بار برای همیشه تکلیف انواع مختلف نویسندگی را روشن کنیم. فرقی نمی‌کند بخواهید مقاله بنویسید، شعر و ترانه بگویید، در نگارش فیلمنامه‌ای مشارکت کنید یا گزارشی برای روزنامه تهیه کنید در هر صورت ما به عنوان نویسنده باید داستان‌گویی را بلد باشیم.

اصلاً داستان چیست؟

به قول گوستاو فلوبر نویسندۀ فرانسوی، داستان همان چیزی است که شما سر میز کافه برای دوستتان تعریف می‌کنید. اگر دوستتان به حرف شما گوش می‌دهد یعنی مهارت ‌داستان‌گویی دارید، اگر نه که باید تمرین کنید. چون همۀ ما آدم‌ها ذاتاٌ قصه‌گو هستیم.

باربارا شوپ و مارگارت لاودنمن در کتاب اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی می‌گویند:

داستان‌گویی، چیزی بیش از تعریف زنجیرۀ رویدادهاست. باید طوری بنویسی که خوانندگان احساس کنند انگار همه چیز درست جلو چشمشان اتفاق می‌افتد. خواننده باید کردار شخصیت‌ها را ببیند، گفتارشان را بشنود و محیط آن‌ها را مشاهده کند تا از چندوچون قضایا سر درآورد و نه‌تنها به عاقبت کار علاقه‌مند شود، بلکه بکوشد آن را پیش‌‌بینی کند.

انواع نویسندگی

نویسندگی داستانی (تخیلی) و نویسندگی غیرداستانی (غیر تخیلی) دو نوع نویسندگی هستند. بازار نشر هم کتاب‌ها را به همین صورت تقسیم‌بندی می‌کند. شاید عبارت نویسندگی خلاق را شنیده باشید و کنجکاو باشید بدانید نویسندگی خلاق چیست؟ نویسندگی خلاق در اصل همان نویسندگی داستانی و تخیلی است.

انتخاب نویسندگی داستانی یا غیرداستانی بسته به سلیقه و توانمند‌های شماست. بسیاری از کتاب‌های غیرداستانی خوب توسط داستان‌نویس‌ها خلق شده‌اند.

بین نمونه‌های ایرانی می‌توان به تعدادی از کتاب‌های غیرداستانی جلال آل‌احمد اشاره کرد. هر چند آل‌احمد داستان‌نویس موفق‌تری است.  

از مطالعۀ آثار این نویسندگان درس‌های ارزشمندی را دربارۀ فارسی‌نویسی می‌آموزید. حالا تصور می‌کنیم شما می‌خواهید نویسندۀ غیرداستانی بشوید و به نوشتن کتاب در حوزه‌های مدیریت، کسب‌وکار و توسعه فردی علاقه‌مندید.

نباید فراموش کنیم که نویسندۀ غیرداستانی بودن به این معنا نیست که داستان‌گویی بلد نباشیم. معمولاً نویسنده‌های موفق غیرداستانی اشاره می‌کنند که چند رمان چاپ نشده توی کشوی میزشان دارند. 

 تمرین دوم:

 شاید فکر کنید تمرین نویسندگی باید نوشتن باشد، ولی این بار به جای نوشتن فقط می‌خواهیم حرف بزنیم. به قول ژول سالزمن:

اگر می‌توانید حرف بزنید، پس حتماً می‌توانید بنویسید. یک برنامۀ ضبط صدا روی گوشی یا کامپیوتر خودتان نصب کنید و طی ۳ روز، در ۳ نوبت و هر بار ۲۵ دقیقه صدای خودتان را ضبط کنید. سعی کنید روایت کنید، خاطره بگویید، از اتفاق‌هایی که طی روز برایتان افتاده حرف بزنید یا دربارۀ آینده با صدای بلند رؤیاپردازی کنید. فرض کنید مخاطب شما در کافه نشسته و بی‌حوصله است و شما می‌خواهید با حرف‌هایتان او را سرگرم کنید.

روش سوم

برای موفق شدن در نویسندگی باید توانایی‌های شخصی، استعداد و قریحه، در کنار تلاش برای رسیدن به هدف، اعتقاد به خود و اشتهای سیرنشدنی برای پیشرفت قرار بگیرند.

نکته مهم دیگر این است که دنیای نویسندگی آنقدر متنوع و بزرگ است که شما با هر ویژگی و استعدادی می‌توانید راه و روش و گونۀ مناسب خودتان را کشف کنید. مثلاً ممکن است داستان‌نویس چندان مستعدی نباشید؛ اما به نویسندۀ غیرداستانی خوبی تبدیل شوید یا برعکس..

ما چه مشکلی با استعداد داریم؟

حتی اگر با استعدادترین نویسندۀ جهان هم باشید بالاخره قریحۀ شما یک جایی ته می‌کشد. نویسندگی کار گِل است. نویسنده یکی از سمج‌ترین آدم‌های روی زمین است. نویسندۀ واقعی پاسدار کمیت است. او می‌داند که کیفیت فقط و فقط در اثر سخت‌کوشی و فراهم آوردن کمیت بالا فراهم می‌شود.

کار نیکو کردن از پر کردن است؛ تمام اسم‌های ماندگار ادبیات به قول ارهان پاموک نویسنده نوبلیست ترک، کارگرانی سختکوش بوده‌اند.

اگر روی کاغذ می‌نویسید باید کیلو کیلو تولید کنید و برای خریدن کاغذ و قلم پول کم بیاورید.

اگر هم تایپ می‌کنید باید آن‌قدر افراطی بنویسید که رنگ دکمه‌های کیبوردتان برود یا دکمه‌هایش بشکند!

می‌دانید چه زمانی به نویسنده‌ای پرکار تبدیل می‌شوید؟ زمانی که تولید زباله را وظیفۀ خودتان بدانید.

تقریباً محال است که در همان سطرهای اول بتوانید به افکارتان جریان منظمی بدهید و جملات درستی بنویسید.

پس شروع کنید به نوشتن چیزهای بیهوده، از سرو صداهای اطراف بنویسید (ظرف شستش مادرتان در آشپزخانه)، از بوهایی که به مشامتان می‌رسد (بوی غذایی که روی گاز است.)، از چیزهایی که لمس می‌کنید (دکمه‌های کیبورد، حسی که انگشت‌های شما هنگام لمس آن‌ها دارند.)، از چیزهایی که دور برتان می‌‌بینید (کتاب‌هایی که روی میزتان گذاشته‌اید) و از مزه‌هایی که حس می‌کنید (طعم آدامسی که در حال جویدنش هستید).

تا جایی که می‌توانید جزییات ظاهراً اضافه را توصیف کنید. تأثیر شگفت‌انگیز آن را وقتی نویسندۀ حرفه‌ای شدید می‌فهمید.

مشکلات قبل از حرفه ای شدن برای نویسندگی

1-نوشتن هر چیزی را که آغاز می‌کنیم نمی‌توانیم به پایان برسانیم، پس چندین داستان نیمه‌کاره داریم.

2-بیش از اندازه دربارۀ چاپ آثارمان رؤیاپردازی می‌کنیم و نگرانیم.

3-حس می‌کنیم نمی‌توانیم حرف دلمان و آن چیزی را که توی سرمان می‌گذرد به‌وضوح روی کاغذ بیاوریم.

4-از نوشته‌های خودمان متنفریم، درست مثل پول قلابی از آن‌ها ناامید می‌شویم.

5-هر وقت که ذوقش را داشته باشیم سراغ نوشتن می‌رویم.

این‌ها فقط بخشی از بهانه‌ها و مشکلات یک نویسندۀ غیرحرفه‌ای است.

ولی نویسنده شدن یک قاعدۀ ساده دارد، که البته هر کسی اراده و شجاعت انجام آن را ندارد.

 تمرین سوم:

 یک بسته کاغذ 200 صفحه‌ای بگیرید و طی یک هفته هر طور شده، آن را با آزادنویسی پر کنید.

روش چهارم

 چه گفتن یا چگونه گفتن؟

 آن‌قدر نوشته و کتاب خوب هست که اگر تا آخر عمر از صبح تا شب در حال مطالعه باشیم، کم نمی‌آوریم. پس چرا باید به جمع کثیر نویسنده‌ها اضافه شویم؟

برای اینکه فکر می‌کنیم تجربیاتی داریم و حرف‌هایی در سرمان هست که ارزش اشتراک‌گذرای با دیگران را دارد.

اما مسئله اینجاست، داستان‌ها تکراری‌اند. اصولاً همۀ قصه‌های جهان تکراری‌اند. تا به حال بیش از هفده بار از روی قصۀ دیو و دلبر فیلم ساخته‌اند. به نظر شما جنون دارند که چنین کاری می‌کنند یا از ذوق و خلاقیت کافی برخوردار نیستند؟

موضوع این نیست که چه می‌گوییم، موضوع چگونه گفتن است. یک لحظه قصۀ عاشقی خودتان را تصور کنید.  همان الگوی قصۀ لیلی و مجنون است.

پس شرط رسیدن به نگاهی تازه، خودشناسی است. برای خودشناسی هم راهی نیست جز نوشتن و نوشتن و نوشتن. تجربه‌های شخصی گران‌بهاترین دارایی‌های یک نویسنده هستند.

 تمرین چهارم:

یکی از جذاب‌ترین انواع  نوشتن، نوشتن از مشکلات است که در روش‌های نوشتاردرمانی هم توصیه می‌شود. پژوهشگران ادعا می‌کنند نوشتن باعث می‌شود بسیاری از مشکلات روحی و جسمی ما با سرعت بسیار بیشتری درمان شوند.

در پاسخ سؤال‌های زیر حداقل ۱۰۰ کلمه بنویسید، حتی اگر سؤالات زیر دربارۀ شما صدق نمی‌کند سعی کنید خودتان را جای شخصی خیالی قرار بدهید و به این س؟ال‌ها پاسخ بدهید:

  1. چرا از عصبانی بودن لذت می‌برم؟
  2. چرا احساس می‌کنم هیچ‌کس مرا واقعاً نمی‌شناسد و درکم نمی‌کند؟
  3. چرا افکار منفی را رها نمی‌کنم؟

روش پنجم

 پیاده‌روی؛ گامی مهم در مسیر نویسندگی

 فقط افکاری که در هنگام قدم زدن به ذهن خطور می‌کنند با ارزش هستند. یک دلیل ساده و روشن برای پیاده‌روی این است که ذهن، در اثر کم‌تحرکی کند می‌شود. بنابراین از آنجایی که قلب نویسنده‌ها چندبرابر بیشتر از بقیه می‌تپد لازم است فکری به حال عضلات قلبشان بکنند.

طی پیاده‌روی ضمن تقویت عضلات قلب؛ عضلات نویسندگی‌تان را هم پرورش می‌دهید. برای پیاده‌روی کردن لازم نیست شاعر باشید! راه رفتن با طبیعت موزون، خودش همۀ ما را شاعر می‌کند.

تمرین پنجم:

۲۵ دقیقه پیاده‌روی روزانه کافی است. می‌توانید چند ایستگاه زودتر از اتوبوس یا مترو پیاده شوید و به خانه برگردید. یادتان باشد راه رفتن روی تردمیل پیاده‌وری نیست! بعد از اینکه از پیاده‌روی برگشتید اگر بتوانید حتی شده ۱۰ خط هم بنویسید عالی است، شگفت‌زده می‌شوید.

حتی می‌توانید داستان کوتاهی دربارۀ پیاده‌روی بنویسد تا پیاده‌روی برایتان معنای عمیق‌تری پیدا کند.

روش ششم

کشف رمز و رازهای نویسندگی با رونویسی وتقلید است برای نویسنده، خواندن کافی نیست. شاید حتی مطالعۀ پنج‌بارۀ یک کتاب هم کافی نباشد. ما باید بتوانیم رمز و راز نثر و تکنیک‌های به کار رفته در آثار نویسندگان بزرگ را کشف کنیم. شکافتن دل و رودۀ  کتاب و یادگیری واقعی برای نویسنده وقتی اتفاق می‌افتد که با دقت و حوصله  از متون مورد علاقه‌اش رونویسی کند. می‌خواهید نثر آهنگین فارسی را بشناسید؟ خواندن گلستان کفایت نمی‌کند، دفتری بخرید و هر روز یکی از حکایت‌های سعدی را توی آن بنویسید.

برای نویسنده شدن باید معلم سخت‌گیر خودتان باشید، معلمی که هر روز مشق می‌دهد و در صورت حاضر نبودن تکالیف، تنبیه می‌کند. نیم تا یک ساعت رونویسی از متن مورد علاقه‌تان، سعی کنید بخشی از خاطرات قدیمی خودتان را بنویسید. آن‌وقت ببینید چه اتفاقی برای نثر شما می‌افتد. متوجه می‌شوید جنبه‌هایی از تکنیک ‌نویسنده‌ای که از روی اثرش رونویسی کرده‌اید، با سرعتی بالا در قلم شما ته‌نشین شده.

تقلید یکی از بهترین راه‌ها برای آغاز نوشتن است. این اشتباهی مهلک است که توقع داشته باشیم از روز اولِ نویسندگی به سبک خودمان برسیم. نویسندۀ آینده‌دار در ابتدا یک کپی‌کار خوب است. این قانون مهارت در هنر است. یادگیری از دیگران بهترین و سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه یادگیری یک مهارت تازه است و رونویسی گامی موثر برای ایده‌گیری از دیگران.

روش هفتم

معجزۀ کلمات

 تمرین هفتم:

1-با کلمات نقاشی بکشید.

چیزی را انتخاب کرده و دقیق نگاهش کنید.

اینکه چه چیزی را انتخاب می‌کنید به علاقۀ خودتان بستگی دارد. می‌تواند سیب، درخت، صندوق صدقات یا گوشی موبایلتان باشد. بعداً می‌توانید چیزهایی مثل یک خانه یا خیابان و ماشین را انتخاب کنید.

 خواندن چند بارۀ گلستان سعدی برای هر نویسندۀ داستانی و غیرداستانی فارسی زبان از نان شب هم واجب‌تر است.

. آل‌احمد معلم ادبیات بود و طی دوران تدریس خود صدها بار سعدی را تدریس کرده بود. به هر حال نمی‌شود آل‌احمد را نادیده گرفت. نثر او درس‌های زیادی برای آموختن دارد، نگاه کنید ببینید در متن زیر آل‌احمد چگونه قصه می‌گوید، به این فکر کنید که بدون مجهز بودن به بانکی غنی از کلمات می‌توان از پس نوشتن متن زیر برآمد؟

هیچ نویسنده‌ای را شکست خورده در نظر نگیرید. مگر نویسنده‌ای که دیگر نوشتن را رها کرده و در حال آموزش نوشتن به دیگران است.»

این‌گونه نویسندگان معتقدند که نویسندگی را باید با مطالعه و نوشتن و آزمون و خطا آموخت و حتی کتاب‌های آموزشی هم راه به جایی نمی‌برند.

آثار نویسندگان  

گردآورنده:باقری