قصۀ شب عشق نافرجام عاشق های ایرانی

ساده بگویم . این روزها که تمامی خبرها فقط شده کروناویروس و تعداد کشته ها و رعایت ایمنی ( که شکر خدا شاید نصف بیشتر مردم رعایت نمی کنند) مشکلات گیلان سبز ما که تمامی شده خبرهای بد . بسیاری از مردم در این روزها سرها در گوشی و تبادل خبرها و بسیاری درحال وبگردی هستند.

لیلی و مجنون

بیایید روحیه خود را از دست ندهیم و سعی می کنیم از امشب داستانی کوتاه و خواندنی وگاهی داستان سریالی دردکتر چظور داشته باشیم. شاید کمی آرامش به ما بازگردد. امشب شعری از لیلی و مجنون با هم بخوانیم . 

همگی داستان لیلی و مجنون را شنیده ایم . قصّه عاشقانه ی لیلی و مجنون از بهترین و تکرار نشدنی ترین منظومه غنایی در ادبیات فارسی محسوب می شود که از گذشته تاکنون جایگاه والایی در ادبیات فارسی داشته است چه فارسی زبانان و چه غیر فارسی زبانان در شعر ها و قصه هایشان به اهمیت و ارزش این اثر فاخر بارها و بارها اشاره کرده اند در ادبیات فارسی برای اولین بار نظامی گنجوی در کتاب لیلی و مجنون این داستان با ارزش را به صورت شعر نوشت. 

لیلی و مجنون سومین منظومه نظامی است که بیش از 4000 بیت دارد و موضوع آن عشق مجنون به لیلی که عشق توام با عفت است. نظامی این اثر را نیز همانند سایر آثارش می ستاید و آن را بحر روان لقب می دهد. هم زیبایی ظاهر و هم غنای باطن اش را ستوده و می گوید که تاکنون کسی چنین اثری خلق نکرده است.

برای لیلی و مجنون ما شعرهای بسیاری سرده شده است . و من شخصاً شعری از مرتضی عبدالهی را بسیار دوست می دارم و امیدوارم شما هم لذت ببرید .  

یک شبی مجنون نمازش را شکست … ( شعر از مرتضی عبدالهی )

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

سرزنش خدا با مجنون عاشقانه است . این شعر بسیار زیباست و پراز نکته های زیبا . بسیار ساده و روان . امیدوارم لذت برده باشید .

خلج

۲ دیدگاه برای “قصۀ شب عشق نافرجام عاشق های ایرانی

نظرات بسته شده اند.